حریم اخلاقی و حقوقی چاه آب

نوع مقاله : علمی-تخصصی

نویسنده

مدرس و پژوهشگر

ls/ls1.2019.100022

چکیده

آب منبع حیاتی برای تمام موجوات زنده است. کابل با افزایش جمعیت و کاهش بارندگی محدودیت آبی برای چاه‌های این شهر به‌صورت جدی به وجود آمده است. این تحقیق به‌صورت کتابخانه‌ای انجام شده است. یافته‌های این تحقیق عبارتند از این که حریم حقوقی یا فاصله میان چاه‌های آبی همسایگان به اندازۀ پنچ‌صد متر در زمین نرم لازم است، ولی در زمین سخت به میزان دو صد و پنجاه متر فاصله میان آنان لازم است. اما فاصله میان چاه آب و فاضلاب به اندازه دو نیم متر در زمین سخت لازم است ولی میان چاه آب و فاضلاب در مناطق نرم به اندازۀ هفت زراع یا سه و نیم متر فاصله لازم است.

کلیدواژه‌ها


حریم اخلاقی و حقوقی چاه آب

محمد عیسی عالمی بصیر[1]*

 چکیده

آب منبع حیاتی برای تمام موجوات زنده است. کابل با افزایش جمعیت و کاهش بارندگی محدودیت آبی برای چاه‌های این شهر به‌صورت جدی به وجود آمده است. این تحقیق به‌صورت کتابخانه‌ای انجام شده است. یافته‌های این تحقیق عبارتند از این که حریم حقوقی یا فاصله میان چاه‌های آبی همسایگان به اندازۀ پنچ‌صد متر در زمین نرم لازم است، ولی در زمین سخت به میزان دو صد و پنجاه متر فاصله میان آنان لازم است. اما فاصله میان چاه آب و فاضلاب به اندازه دو نیم متر در زمین سخت لازم است ولی میان چاه آب و فاضلاب در مناطق نرم به اندازۀ هفت زراع یا سه و نیم متر فاصله لازم است.

کلید‌واژه‌ها: چاه آب، قنات، حریم اخلاقی، حریم حقوقی، حریم.

 

 

مقدمه

آب عنصر اصلی حیات برای انسان، حیوانات، گیاهان و کلیۀ موجودات زنده در کرۀ زمین است. نقش دیگر آن پاک‌کنندگی و تأمین سلامت و بهداشت می‌باشد. این منبع حیات‌بخش، بر أثر افزایش حرارت کرۀ زمین و کاهش بارندگی و نیز افزایش نیازها به آن، لازم است که ضرورت‌ها، بایسته‌ها و آسیب‌های آن در جامعه مورد مطالعه قرار گیرد. شهرهای افغانستان به‌خصوص شهر باستانی کابل، شهر چاه‌های آب است؛ مردم این شهر نیازهای مصرف شرب خود را از دل سفره‌های زیر زمین، چاه‌ها و قنات‌ها تأمین می‌کند. با افزایش جمعیت و کاهش بارندگی و پایین رفتن سطح آب دریاها، این شهر در آیندۀ نزدیک با بحران کم‌آبی مواجه خواهد شد. از این جهت، این تحقیق در صدد است که «حریم اخلاقی و حقوقی چاه آب» را بررسی نماید.

1. چارچوب نظری

در این چارچوب به رابطۀ اخلاق و حقوق پرداخته می‌شود. در صورت اثبات این رابطۀ، ابزار مکمل مناسبی خواهد بود در جهت حفظ عناصر محیط زیست و رفع آسیب‌های آن.

1-1. مفهوم اخلاق

   اخلاق در لغت جمع «خُلق» و «خُلُق» است. به گفته راغب؛ بازگشت این دو واژه، در اصل به یک ریشه است (راغب اصفهانی، 1363: 234). «خَلق» به‌معنای هیأت و شکل و صورتی است که انسان با چشم می‌بیند. «خُلق» به‌معنای قوا و سجایا و صفات درونی است که با چشم دل دیده می‌شوند (خراسانی، 1386: 23). بنابراین، می‌توان گفت: «اخلاق مجموعه صفات روحی و باطنی انسان است». (مکارم، 1377: 24) اخلاق به‌معنای سرشت، طبیعت، عادت، خوی و ... به‌کار می‌رود (ابن منظور، 1363: 1363). در قرآن کریم نیز به همین معنا به‌کار رفته است: «انّک لَعلی خُلقٍ عظیم» (قلم/86).

مفهوم اصطلاحی: اخلاق اصطلاحاً به گونه‌های مختلف آمده است: ابن مسکویه رازی در تهذیب الاخلاق می‌نویسد: «خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت می‌کند بی‌ آنکه نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد» (مسکویه،1390: 51؛ فیض کاشانی، 1340: 56). اخلاق عبارت از ملکات و هیأت‌های نفسانی است که اگر نفس به آن متّصف شود، به‌سهولت کاری را انجام می‌دهد، همان‌طوری‌که صاحبان صنعت‌ها و حرفه‌ها به‌سهولت، کار خود را انجام می‌دهند، صاحبان ملکات فاضله و رذیله هم به‌سهولت کار خوب یا بد می‌کنند. پس اخلاق، عبارت از ملکات نفسانی و هیأت روحی است که باعث می‌شود کارها، زشت یا زیبا به‌آسانی از نفس متخلّق به اخلاق خاص، نشأت بگیرد (جوادآملی، بی‌تا: 73).

 قراملکی از اندیشمندان اخلاق، این مفهوم را بدین گونه بیان می‌کند: اخلاق الگوی ارتباطی مبتنی بر رعایت حقوق طرف ارتباط است؛ به دیگر سخن، اخلاق مسئولیت‌پذیری در قبال حقوق افراد است (قراملکی، 1387: 234).

در فرهنگ مغرب زمین، ریشۀ واژه اخلاق از واژه یونانی به‌معنای اقتدار، رسوم، سنت و باور داشت‌های فرهنگی فرد، گرفته شده است (بیات، 1389: 189). پل روبژیک از فلاسفۀ معروف در غرب، اخلاق را چنین تعریف می‌کند: اخلاق به‌مثابۀ الگویی رفتاری، که مبتنی بر ارزش‌های مطلق ناظر بر خیر و خوبی است (پل روبژیک، 1387: 300).

 2-1. رابطۀ اخلاق با حقوق

- تعهد اخلاقی در انجام عمل حقوقی: طبق این دیدگاه اخلاق یکی از مبانی‌ و منابع‌‌ حقوق (به‌معنای عام کلمه) به‌شمار مـی‌رود (لنگرودی، 1381: 50). «مفهوم «مبانی» به‌معنای الزامات و تعهدات (منصوری آبادی، 1391: 63) در منابع ذکر شده است. از این جهت، مفهوم اخلاق به‌معنای التزام و تعهد اخلاقی نسبت به انجام تکالیف حقوقی، قابل تبیین است. مصداق عینی آن در آیه مبارکه آمده است: «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» (مائده، 1)، «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی» (بقره، 2). در مباحث پیشین بیان شد که اخلاق الگوی ارتباطی مبتنی بر رعایت حقوق سایر افراد است؛ به سخن دیگر، اخلاق، مسئولیت‌پذیری در قبال حقوق افراد است (قراملکی، 1387: 234). یکی از معنای تعهد اخلاقی این است: «اخلاق ناظر به ارزش (نظیر خوب، بد، پسندیده و ناپسند)، ناظر به تکلیف (مانند درست، نادرست، باید، نباید) و ناظر به استحقاق (حقوق، مطالبات، عدالت و بی عدالتی)» می‌باشد. به‌عبارت دیگر، رفتار اخلاقی ما مرکب از سه قسم مفهوم ارزش، تکلیف و استحقاق است و با این سه ارزش حقوق را فهم می‌کنیم. (رابرت آل، 1389: 53).

- تنظیم روابط حقوق اجتماعی: یکی از آثار رابطۀ اخلاق با حقوق در این است که سبب می‌شود تا زمینه‌های جرم حقوقی در ذات و درون انسان محو و از طریق روابط اجتماعی و حقوقی به‌نحو احسن تنظیم و اجرا گردد؛ حقوق بدون کمک اخلاق قادر به تنظیم روابط اجتماعی برتر نمی‌باشد (جعفری، 1364: 439).

- انعطاف‌پذیری و تکامل شخصیتی در عمل حقوقی: گرچه بازپس‌گیری وام و قرض‌الحسنه، برای صاحب قرض‌الحسنه، حق لازم است، اما مهلت دادن، بخشیدن و مراعات حال بدهکار امر اخلاقی است و موجب تکامل قرض‌دهنده می‌شود (قرائتی، 1383: 451) در نمونۀ دیگر آمده است، حکم قانونى مهریۀ زن این است، که به زن نصف یا تمام مهریه را حق مى‏دهد که بدون کم و کاست آن را دریافت کند، هر چند آمیزشى حاصل نشده باشد. ولى بعد به سراغ جنبه‏هاى اخلاقى و عاطفى مى‏رود و مى‏فرماید: «مگر این‌که آن‌ها حق خود را ببخشند و یا اگر صغیر یا سفیه هستند، ولى آن‌ها یعنى آن کس که گره ازدواج به‌دست اوست آن را ببخشد: «إِلَّاأَنْ یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَا الَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکاحِ» (بابائی، 1382: 316).

- اخلاقی بودن دستور مستحب و حقوقی بودن دستور الزامی: در برخی موارد اگر حقوق به‌صورت کلی در منابع مطرح شود به این صورت قابل دسته‌بندی است: حق، مستحبی جزء حقوق اخلاقی و حق واجب و الزامی، جزء حقوق موضوعه قرار خواهند گرفت: «منظور از حق مذکور (حق السائل) در آیه شریفه براى سائلان و مستمندان در اموال ثروتمندان، حق مستحبى به‌عنوان حقوق اخلاقى، اجتماعى و انسانى است، اما بخش حق واجب آن مانند زکات، نوع حق، از حقوق موضوعه است...» (هریسی، بی‌تا: 493).

- لذت‌پذیری در انجام عمل حقوقی و خدمت‌ورزی: مکتب لذت‌گرایی و کارکردگرایی اخلاقی به‌عنوان مکتب‌های پرطرفدار در جهان معاصر مطرح است. طبق دیدگاه این مکتب‌ها، در مصرف کالا، مصرف خدمات، پوشاک، خوراک، مسکن و ... لذت وجود خواهد داشت. اما بر اساس دیدگاه مکتب اسلام، این گونه لذت قابل پذیرش نیست، بلکه لذت در این مکتب در پیروی از حقوق الهی، حقوق مردم، حقوق اجتماعی، حقوق خانواده، حقوق طبیعت و سایر حقوق و نیز خدمت‌ورزی در جامعه قابل طرح است. از این لذت‌گرایی در متون اسلامی تعبیر به «سخاوت نفسی»شده است (جمعی از پژوهشگران، 1426، ج3: 148؛ مجلسی اول، 1414، ج5: 44). چنانکه حضرت زینب در کربلا شهادت جوانان، اسارت اهلبیت، گرسنگی و آتش گرفتن خیمه‌ها را تجربه کرد و آنان را در مسیر انجام حقوق الهی زیبا و لذت‌آفرین معرفی کرده است.

2. حریم اخلاقی و حقوقی چاه آب

در این قسمت به مفهوم چاه آب پرداخته می‌شود.

1-2. مفهوم چاه آب

 چاه آب یا قنات، آبی است که در زیر زمین قرار دارد و با لایه‌ها و صفره‌های آبی زیر زمین اتصال دارد. معمولاً این صفره‌های آبی هم‌سطح با آب‌های دریای بزرگ است (صدوق، ج‌4: 130‌).

2-2. حریم حقوقی و اخلاقی

در این قسمت به گونه‌های حریم حقوقی و اخلاقی چاه آب پرداخته می‌شود.

الف) فاصله بین دو چاه آب کشاورزی: این مبحث از دو منظر قابل بررسی است؛ از جهت فاصله طولی میان دو یا چند چاه آب، و دوم از نظر ارتفاع میان دو یا چند چاه آب؛ زیرا از این دو ناحیه قابل آسیب رساندن و زیان رساندن به سایر چاه‌ها است.

 صحابه از امام صادق (ع) در این زمینه پرسیدند: «قنات یا چاه آب در یک سرزمین نزدیک هم هستند و صاحب یک قنات مى‌خواهد محلّ برداشت آب خود را عوض کرده عمق آن را پائین‌تر ببرد و اگر با پاره‌اى از قنات‌ها این کار صورت گیرد بعض دیگر زیان مى‌بینند و بعضى‌ها چون زمین سخت است زیان نمى‌بیند، آن حضرت فرمود: آنچه در زمین سخت باشد اشکال ندارد، و هر کدام که در زمین نرم و جلگه باشد که این موجب ضرر به دیگران گردد، اشکال دارد. و نیز اگر زمین سخت باشد میان دو چاه آب باید پانصد ذراع فاصله باشد و اگر زمین سست است هزار ذراع.» (صدوق، 1409،  ج4: 130). در نتیجه، میان دو چاه آب مصرفی از نظر حقوقی در زمین سخت بایستی 500 زراع یعنی 250 متر فاصله لازم است، تا ضرری فعلی به چاه آب همسایگان وارد نشود. اما از نظر ارتفاع و عمق، چاه باید نیز فاصله‌ای آن در حدی رعایت شود که موجب کاهش آب چاه همسایه نگردد. در مناطقی که زمین سست و یا حالت جلگه‌ای دارد، فاصلۀ مورد نیاز از نظر حقوقی 1000زراع یا 500 متر لازم است. در این مورد، اگر موجب زیانی و یا باعث کاهش آب چاه همسایه گردد، در صورت کندن چاه جدید یا عمق آن از عمق دیگری بیشتر گردد از نظر حقوقی مجاز نخواهد بود.

ب) فاصلۀ میان چاه آب مصرفی: در این زمینه روایات می‌فرماید: «حریم چاه چهل ذراع است و نباید تا این فاصله چاهى براى آبشخور شتران یا احشام و أغنام احداث کرد. پس اگر کسى بخواهد که جهت آب دادن شتران خود چاهى بکند در آن چهل ذرع نمى‌تواند بکند. و در بعضى روایات وارد شده که حضرت رسالت پناه صلى الله علیه و آله و سلم فرموده که: «حریم چاه در جاهلیّت پنجاه ذرع بوده است» (صدوق، 1409، ج 1: 36). در منابع حقوق اسلامی، فاصله میان چاه مصرفی و چاه زراعتی قائل به تفاوت شده است.

در منابع حقوقی اسلام آمده است که «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» (کلینی، 1429، ج10: 436)؛ یعنی ضرر رسانیدن و حتی نیت ضرری داشتن در برابر جامعه و افراد آن جایز نیست. کلمه «لا» نفی جنس است و شامل هر نوع ضرر مادی و معنوی می‌شود. از این جهت اگر فردی با کندن چاه آب سبب کم شدن یا خشکیدن چاه به دیگران شود، این چاه آب از باب مقدمۀ حرام، حرام خواهد بود. در نتیجه چاه کندن جدید که به دیگران آسیب و زیان رساند ممنوع می‌باشد. حتی از نظر حقوق اخلاقی نیّت چاه کندن که سبب خشکیدن سایر آب‌ها گردد، ممنوع است. طبق این حدیث، ضرر فعلی و عملی از نظر فقهی و حقوقی در این زمینه ممنوع می‌شود و اما نیّت بالقوه یا تهدید بالقوه از نظر حقوق اخلاقی در متون اسلامی ممنوع می‌شود، پس در مورد حریم چاه آب، حقوق و اخلاق در امتداد همدیگر در جهت حفظ منابع آبی کمک شایسته‌ای می‌کند. حریم اخلاقی و حقوقی چاه آب در کابل به خصوص در شرایط کمبود آب در این شهر از اهمیت فوق العاده برخوردار است.

کابل در شرایطی که با کمبود مواجه است و در آینده با بحران آب رو‌‌به‌رو خواهد شد، در این حالت برخی از افراد و کشاورزان رو به کاشت گلخانه‌ای بادرنگ، گوجه، تربوزه و... آورده‌اند. براساس حدیث نفی ضرر بالفعل و یا بالقوه، این فعالیت‌ها ممنوع است؛ ممنوعیت بالفعل آن براساس مفاد حقوقی این حدیث است و ممنوعیت بالقوه آن براساس نفی ضرر اخلاقی آن خواهد بود. زیرا، طبق آمارهای جهانی 10/0 مصرف آب خانگی است و 70/ 0مصرف کشاورزی و زراعی در همان منطقه قابل محاسبه است. از این جهت ضرر مصرف آب کشاورزی در شرایط نامتعادل کابل قطعی خواهد بود.

ج) فاصله بین چاه آب مصرفی و فاضلاب: در کابل میان حولی‌ها به‌صورت متوالی چاه آب و چاه فاضلاب ساخته شده است، این دو ممکن است با هم ملاقات کند و نجاست یکی بر پاکی دیگری نفوذ کند، از این جهت در احادیث فاصله میان این دو نوع چاه تعیین شده است: «و هر گاه در کنار چاه آبى که براى طهارت و خوردن از آن استفاده می‌کنند چاه مستراح و آبریز باشد، پس اگر زمین سخت و غیر قابل نفوذ باشد شایسته است میان چاه و آبریز پنج ذراع فاصله باشد، و اگر زمین شنى و قابل نفوذ بود هفت ذراع فاصله کافی است.» (صدوق، 1140، ج1: 37).

در نتیجه، جهت تأمین بهداشت و سلامت آب مصرفی در چاه‌ها منابع روایی میزان و حریم میان دو چاه آب شرب و آب فاضلاب تعیین کرده است، حد اقل آن، عبارت است از این که اگر چاه مستراح و فاضلاب حد اقل در زمین سفت و غیر قابل نفوذ 5 زراع فاصله باید رعایت شود؛ اما اگر میان دو چاه آب که شنزار باشد باید 7 زراع یعنی سه و نیم متر فاصله باید رعایت شود. در صورتی که این فاصله رعایت شود، آب از نظر حقوقی بهداشتی خواهد بود. اگر فردی کمتر از آن چاه فاضلاب احداث کند ضامن سلامت و خسارت چاه قبلی خواهد بود. در نتیجه، زمین، خاک و شن قدرت پاک‌کنندگی دارد. این حدیث مطلق است و شامل چاه آبی هم می‌شود که در قسمت بلندی زمین واقع شده است؛ یعنی اگر آب آلوده به سمت سراشیبی قرار داشته باشد و آب پاک به سمت بلندی قرار داشته باشد، نیز شامل این حریم حقوقی چاه آب می‌شود. مفهوم این حدیث این است که اگر آب چاه شرب حریم فوق رعایت نشود، قابل شرب نخواهد بود.

3-2. ویژگی آلوده شدن چاه آب

 از نظر حقوقی برخی معیار جهت نجس شدن چاه آب مطرح شده است. اگر این شرایط در چاه آب قابل رویت باشد، در این صورت، قابل شرب نخواهد بود.

آب چاه به‌منزلۀ آب جاری است و احکام آن را دارد و به سادگی قابل آلوده شدن نیست. اما اگر چیزی نجس و مرداری به آن بیفتد و باعث تغیر رنگ، بوی و طعم آن گردد، در این صورت از نظر حقوقی استفاده از این چاه ممنوع خواهد بود (صدوق، 1409، ج1: 39).

4-2. مراحل بهداشتی کردن چاه آلوده:

در صورتی که برخی نجاست یا اشیاء مردار به داخل چاه آب بیفتد، در این حالت جهت بهداشتی شدن آن موارد ذیل از نظر حقوقی بیان شده است: بزرگتر چیزى که ممکن است در چاه آب فرو افتد و در آن بمیرد (و آب را متغیّر سازد) انسان است (و شارع مقرّر فرموده که) هفتاد دلو از آب آن چاه کشیده شود، و بعد به مصرف تطهیر و شرب برسد، و کوچکتر چیزى که در چاه فرو مى‌افتد صعوه (دم) یا خون است. (جنبانک پرنده کوچکتر از گنجشک) است، پس یک دلو از آب آن می‌کشند و بعد مصرف می‌کنند. در فاصلۀ میان انسان و صعوه به تناسب و اندازه آن چیزى که در چاه مى‌افتد (آب می‌کشند)، پس اگر موشى در آن افتاد و اندامش متلاشى نگشته یک دلو آب از آن چاه کشیده مى‌شود، و هر گاه أجزایش از هم گسیخته باشد هفت دلو، و اگر الاغى در آن افتاد به‌مقدار یک کرّ (که اندازۀ آن در آب کرّ گذشت) از آب کشیده مى‌شود، و هرگاه سگى در چاه افتاد به‌مقدار سى دلو تا چهل دلو از آن کشیده مى‌شود، و اگر گربه‌اى در آن افتاد (و مرد) هفت دلو از آن کشیده مى‌شود، و اگر در آن ماکیانى یا کبوترى افتاد (و مرد) هفت دلو آب از آن کشیده مى‌شود (و این بهتر است، و دو دلو و سه دلو هم روایت شده) و هر گاه شتر یا گاو نرى در آن افتاد (و مرد) و یا مایع مست‌کننده در آن ریخت، تمام آن آب کشیده مى‌شود، و اگر چند قطره خون در چاه چکید چند دلو آب از آن کشیده شود کافیست، و اگر مردى در آن بول کند چهل دلو از آن کشیده مى‌شود، و اگر کودکى که غذا می‌خورد (شیرخواره نیست) در آن بول کند سه دلو آب از آن چاه کشیده مى‌شود، و اگر (آن کودکى که در چاه بول کرده) شیرخواره باشد یک دلو آب از چاه کشیده مى‌شود، و اگر کیسۀ سر بستۀ چرمى که از فضولات و مدفوع انسان- خشک یا تر- پر است، یا کیسه‌اى پر از سرگین در چاه افتاد اشکالى ندارد که از آن آب وضو سازند، و لازم نیست چیزى از آن آب کشیده‌ شود، و این حکم زمانى است که نجاست از درون کیسه و یا سرگین به خارج نفوذ نکرده و به چاه فرو نریزد، و هر گاه عذره (مدفوع انسان) و نجاست در چاه ریخت، ده دلو از آب آن کشیده مى‌شود، و چنانچه عذره در آب از هم بپاشد چهل تا پنجاه دلو از آن کشیده مى‌شود (همان، ج‌1: 37‌).

5-2. حریم فروش آب چاه

 به نقل از سعید بن یسار در این زمینه می‌گوید: «از امام ششم علیه السّلام پرسیدم: مردى با جماعتى در (آب) قناتى شریک است و پاره‌اى از آن‌ها به سهم آب خود نیاز ندارد آیا مى‌تواند آن را به دیگرى بفروشد؟ فرمود: آرى هرگاه بخواهد با پول یا گندم به کیل مبادله کند» (صدوق، 1409، ج 4: 321). این سوال از این جهت قابل اهیمت است که منابع آبی جزء سرمایۀ ملی و اموال عمومی محسوب می‌شود. اما تخصیص این آب به فردی از طریق احیاء و حیازت حقوقی قابل انجام است. در نتیجه این فرد که این قنات را احیاء کرده یا حفر نموده یا خریده می‌تواند به تملک شخصی خویش درآورد و با این شرایط قادر خواهد بود که آب اضافی آن را به همسایگان و نیازمندان به فروش برساند.

 نتایج

این تحقیق حریم اخلاقی و حقوقی چاه آب را مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. در مورد این حریم، یافته‌های ذیل به‌دست آمده است.

حریم حقوقی چاه آب بین همسایگان در زمین نرم، به اندازه پانصد متر فاصله لازم است در غیر این صورت فرد دومی که چاه خود را احداث کرده ضامن خواهد بود. اما در زمین سخت به اندازۀ دوصد و پنجاه متر فاصله لازم است. اگر فردی چاه خود را بعداً احداث می‌کند، ضامن خسارت خواهد بود. از نظر اخلاقی کشاورزانی که کاشت گلخانه‌ای را در کابل راه‌اندازی می‌کنند، یک نوع ضرر بالقوه به منابع آبی کابل محسوب می‌شود، از این جهت این کار در این شرایط آبی محدود منع اخلاقی دارد.

 

 

منابع

  1. ابن منظور، محمد بن مکرم، (1363). لسان العرب، قم: نشر ادب الحوزه.
  2. بابائى، على احمد، (1382). برگزیده تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب، سیزدهم.
  3. جعفری، محمد تقی، (1364). بررسی و نقد افکار راسل، تهران: نشر امیر کبیر.
  4. شاهرودی، سید محمود، (1424 ق.). فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌3، بی‌جا.
  5. جوادی آملی، عبدالله، (بی‌تا). مبادی اخلاق در قرآن، قم: اسراء.
  6. خراسانی، رضا، (1383). اخلاق در اندیشه سیاسی اسلام، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
  7. رابرت آل، هولمز، (1389). مبانی فلسفه اخلاق، مترجم، مسعود علیا، تهران: شمشاد، دوم.
  8. راغب اصفهانی، حسین، (1363). مفردات الفاظ قرآن، تهران: مرتضوی، 1363.
  9. صدوق، محمد، (1409). من لا یحضره الفقیه، ج 2، مترجم، علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق.
  10. فرامز قراملکی، احمد، (بی‌تا). سازمان‌های اخلاقی در کسب‌وکار، تهران: سرآمد.
  11. فیض کاشانی، محسن، (1340). حقایق در اخلاق سیر و سلوک، تهران: مدرسه علمیه اسلامیه.
  12. قرائتى محسن، (1383). تفسیر نور، تهران: ناشر مرکز فرهنگى درس‌هاى از قرآن، یازدهم.
  13. گل‌وردی، مهدی، و دیگران، (1389). «اخلاق حرفه‌ای در نظام ارزشی»، دانشگاه تهران، شماره 5.
  14. لنگرودی، جعفر (1381). «پژوهش‌های مدیریت راهبردی» نشریۀ دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، شماره7.
  15. مسکویه، احمد بن محمد، (1390). تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، بیروت: الجمل.
  16. مکارم شیرازی، ناصر، (1377). اخلاق در قرآن، قم: مدرسۀ امیر المؤمنین.
  17. مکارم شیرازى، ناصر، (1378). دائرة المعارف فقه مقارن، قم: مدرسۀ امیرالمومنین.
  18. منصورآبادی، عباس و ریاحی، جواد، (1391). «مفهوم شناسی مبانی در پژوهش‌های حقوقی»، مجلۀ حقوقی پردیس دانشگاه تهران، دوره 11، شماره 22.
  19. مجلسی، محمد تقی، (1414 ق.). لوامع صاحبقرانى، قم: اسماعلیان، دوم.

هریسی، هاشم‌زاده، (بی‌تا). بیان در علوم و مسائل کلی قرآن، بی‌جا

 

* - دکتری مبانی حقوق از دانشگاه تهران .  alemibasir@jmail.com

  1. ابن منظور، محمد بن مکرم، (1363). لسان العرب، قم: نشر ادب الحوزه.
  2. بابائى، على احمد، (1382). برگزیده تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب، سیزدهم.
  3. جعفری، محمد تقی، (1364). بررسی و نقد افکار راسل، تهران: نشر امیر کبیر.
  4. شاهرودی، سید محمود، (1424 ق.). فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام؛ ج‌3، بی‌جا.
  5. جوادی آملی، عبدالله، (بی‌تا). مبادی اخلاق در قرآن، قم: اسراء.
  6. خراسانی، رضا، (1383). اخلاق در اندیشه سیاسی اسلام، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
  7. رابرت آل، هولمز، (1389). مبانی فلسفه اخلاق، مترجم، مسعود علیا، تهران: شمشاد، دوم.
  8. راغب اصفهانی، حسین، (1363). مفردات الفاظ قرآن، تهران: مرتضوی، 1363.
  9. صدوق، محمد، (1409). من لا یحضره الفقیه، ج 2، مترجم، علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق.
  10. فرامز قراملکی، احمد، (بی‌تا). سازمان‌های اخلاقی در کسب‌وکار، تهران: سرآمد.
  11. فیض کاشانی، محسن، (1340). حقایق در اخلاق سیر و سلوک، تهران: مدرسه علمیه اسلامیه.
  12. قرائتى محسن، (1383). تفسیر نور، تهران: ناشر مرکز فرهنگى درس‌هاى از قرآن، یازدهم.
  13. گل‌وردی، مهدی، و دیگران، (1389). «اخلاق حرفه‌ای در نظام ارزشی»، دانشگاه تهران، شماره 5.
  14. لنگرودی، جعفر (1381). «پژوهش‌های مدیریت راهبردی» نشریۀ دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، شماره7.
  15. مسکویه، احمد بن محمد، (1390). تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، بیروت: الجمل.
  16. مکارم شیرازی، ناصر، (1377). اخلاق در قرآن، قم: مدرسۀ امیر المؤمنین.
  17. مکارم شیرازى، ناصر، (1378). دائرة المعارف فقه مقارن، قم: مدرسۀ امیرالمومنین.
  18. منصورآبادی، عباس و ریاحی، جواد، (1391). «مفهوم شناسی مبانی در پژوهش‌های حقوقی»، مجلۀ حقوقی پردیس دانشگاه تهران، دوره 11، شماره 22.
  19. مجلسی، محمد تقی، (1414 ق.). لوامع صاحبقرانى، قم: اسماعلیان، دوم.

هریسی، هاشم‌زاده، (بی‌تا). بیان در علوم و مسائل کلی قرآن، بی‌جا.