بررسی علل طلاق در جامعه و تبیین نقش طلاق در بزهکاری زنان

نوع مقاله : علمی-تخصصی

ls/ls.2022.100128

چکیده

طلاق در زمره غم‌انگیز‌ترین پدیده‌های اجتماعی است که بر جامعه آثار شومی برجای می‌گذارد، طلاق و فروپاشی کانون خانواده معضل اجتماعی است که پیامدهای آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به‌شمار می‌رود ولی در شرایط حاضر به‌صورت متداول‌ترین راه حل یک ازدواج ناموفق درآمده است. امروزه در ایران شاهد افزایش برخی از معضلات اجتماعی هستیم و طلاق از جمله معضلاتی است که افزایش آن طبق آمارهای نگران‌کننده رسمی و غیررسمی و اظهاراتی که توسط مسئولین دادگاه خانواده ارائه شده شکل چشمگیر و خطرناکی به خود گرفته است. طلاق یک آسیب اجتماعی تلقی می‌شود که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون اجتماعی، فرهنگی، زیستی دارد و می‌تواند زمینه‌ای باشد برای فرار و فساد اخلاقی و باتوجه به پیش داوری منفی جامعه نسبت به زنان مطلقه می‌توان مشکلات اجتماعی و اقتصادی را نیز به آن افزود که می‌توان با انتخاب صحیح همسر و به‌کار بردن آموزه‌های اسلامی در زندگی از این پیامدهای شوم جلوگیری کرد.

کلیدواژه‌ها


بررسی علل طلاق در جامعه و تبیین نقش طلاق در بزهکاری زنان

محمد پناهی*

چکیده

طلاق در زمره غم‌انگیز‌ترین پدیده‌های اجتماعی است که بر جامعه آثار شومی برجای می‌گذارد، طلاق و فروپاشی کانون خانواده معضل اجتماعی است که پیامدهای آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به‌شمار می‌رود ولی در شرایط حاضر به‌صورت متداول‌ترین راه حل یک ازدواج ناموفق درآمده است. امروزه در ایران شاهد افزایش برخی از معضلات اجتماعی هستیم و طلاق از جمله معضلاتی است که افزایش آن طبق آمارهای نگران‌کننده رسمی و غیررسمی و اظهاراتی که توسط مسئولین دادگاه خانواده ارائه شده شکل چشمگیر و خطرناکی به خود گرفته است. طلاق یک آسیب اجتماعی تلقی می‌شود که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون اجتماعی، فرهنگی، زیستی دارد و می‌تواند زمینه‌ای باشد برای فرار و فساد اخلاقی و باتوجه به پیش داوری منفی جامعه نسبت به زنان مطلقه می‌توان مشکلات اجتماعی و اقتصادی را نیز به آن افزود که می‌توان با انتخاب صحیح همسر و به‌کار بردن آموزه‌های اسلامی در زندگی از این پیامدهای شوم جلوگیری کرد.

کلیدواژه‌ها: طلاق، فرار از خانه، مشکلات اقتصادی، اعتیاد، فساد اخلاقی.

 

مقدمه

در متون مختلف دین مبین اسلام تأکید شده که زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده‌اند؛ پیوند آن‌ها که همان ازدواج است دارای فواید مختلف جسمی، روانی، تکاملی، اجتماعی و دینی است تا بدان حد که در احادیث با نصف دین برابر شمرده شده است. خانواده امکانی را فراهم می‌سازد که فرد هم از نظر جسمی و زیستی و هم از لحاظ عاطفی- روانی و شخصیتی تأمین شود؛ اما با وجود این کارکردهای خانواده، متأسفانه این نهاد در حال فروپاشی است. در این تحقیق در سه گفتار، طلاق به‌عنوان یکی از مهم‌ترین معضلات و مشکلات جامعه، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به علل فردی، خانوادگی و اجتماعی طلاق؛ مانند مشکلات اقتصادی، عدم تناسب سنی، اعتیاد و سوء ظن و بدبینی، پرخاشگری، هوسرانی...و به پیامدهای و آثار سوء طلاق در زنان؛ مانند فساد اخلاقی، فرار از خانه، ارتکاب جرم و...پرداخته است.

1. تعریف طلاق

ابتدا به تعریف طلاق در لغت و اصطلاح می‌پردازیم.

طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد، رها شدن از قید نکاح و رهایی از زناشویی (عمید، 1360: 77) و به‌معنای رهایی از قیدوبند است (دهخدا، 1377، ج 23: 182).

در اصطلاح فقهی به‌معنای ازاله دادن به عقد ازدواج می‌باشد (حسینی، 1382: 313). هو إزالة القید النکاح به غیر عوض بصیغة طالق (عاملی، 1413: 131). بدون تردید در هیچ آیینی به‌اندازه اسلام بر استحکام نظام خانواده تأکید و پافشاری نشده است. اسلام برای لحظه‌لحظه زندگی زناشویی دستورالعمل‌هایی ارائه نموده است تا با عمل کردن به آن‌ها خطرات و تهدیدها برطرف شود. محبوب‌ترین بناها در اسلام پیمان مقدس ازدواج است و منفورترین چیز نزد پروردگار، خانه‌ای است که با طلاق و جدایی از هم فروپاشد.

رسول اکرم صلی‌الله علیه وآله فرمود: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله عزوجل واعز من التزویج» (مجلسی، 1403، ج 100: 222) در اسلام بنایی ساخته نشد که نزد خدای عزوجل محبوب‌تر و ارجمندتر از ازدواج باشد؛ و نیز آن حضرت فرمود: «ما منشیء ابغض الی الله عزوجل من بیت یخرب فی الاسلام بالفرقة» (بروجردی، 1386، ج 25: 78). هیچ‌چیز نزد خدای عزوجل مبغوض‌تر از خانه‌ای که در اسلام با جدایی ویران شود نیست.

پس از ازدواج و شروع زندگی، ممکن است عواملی به وجود آید و این بنای محبوب پروردگار را به منفورترین امور تبدیل کند. شناخت این عوامل و جلوگیری از به وجود آمدن آن‌ها می‌تواند نویدبخش خانواده‌ای سالم و ارزشمند باشد.

 

2. علل طلاق

در شکل‌گیری طلاق، عوامل مختلفی نقش دارند که به‌صورت فردی و خانوادگی و اجتماعی قابل ‌تفکیک‌اند.

2-1. علل فردی

2-1-1. بیکاری و عدم مسئولیت مرد

کار کردن هم وسیله‌ای برای تأمین نیازهای زندگی وهم یکی از عوامل در ایجاد اعتماد به‌نفس و سربلندی افراد به‌شمار می‌رود. یکی از علل و عوامل مؤثر اقتصادی در وقوع طلاق بین زوجین مسأله بیکاری مردان است که سبب بسیاری از دعوا و کشمکش‌های خانوادگی و جدائی مابین آن‌ها گشته است و بیکاری عامل بسیاری از فسادها، انحرافات و سایر نابهنجاری‌های اجتماعی می‌باشد (پورصادق کردی، 1388: 128).

2-1-2. عدم تناسب سنی

 فاصله سنی زیاد بین زن و مرد سبب دوری افکار روحیه و اذهان و خاسته‌های آن‌ها نسبت به یکدیگر می‌شود (همان: 52). بحث سن ازاین‌رو حائز اهمیت است که بسیاری از جهات زیستی و جسمانی خانواده تحت تأثیر سن زوجین و احتمالاً فاصله سنی آنان قرار می‌گیرد؛ لیک تأثیر سن تنها در این محدوده باقی نمی‌ماند هر مقطع سنی با خود باری فکری و فرهنگی دارد (ساروخانی، 1376: 71).

2-1-3. مشکلات اقتصادی

زوجینی که تحت ‌فشار روانی اقتصادی هستند با انواع مسائل در حال مبارزه‌اند و در طول زمان وجود فشارهای مالی ارتباط زن و شوهر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این فشارها می‌تواند باعث گوشه‌گیری، فشار عاطفی و افسردگی در افراد شود هم‌چنین فقر باعث کاهش عزت‌نفس مرد می‌شود و درنتیجه سبب بروز استبداد یا واکنش‌های مأیوس‌کننده نسبت به دیگران از جمله همسر می‌شود و این مسائل باعث تشدید تنش‌های زناشویی می‌شود (هنریان و یونسی، 1390: 12).

2-1-4. انتظارات نامعقول

زن و شوهر باید از همدیگر توقعات مشخص و در حد توان داشته باشند؛ چون بلندپروازی‌های نامعقول در هر زمینه که باشد باعث اختلاف شدید شده و منجر به جدائی می‌گردد. پس باید دقت کرد که اگر می‌خواهیم در زندگی‌ها طلاق نباشد علل طلاق را باید برطرف کرد تا جامعه و خانواده‌ها گرفتار نتایج زیان‌بار طلاق نشود و مسئولین با برنامه‌ریزی اساسی به این مسأله توجه داشته باشند (اشرفی، 1384: 25).

2-1-5. بی‌توجهی به خواسته‌های یکدیگر

زن و شوهر، دارای خواست‌ها و نیازهایی هستند که خداوند رفع بعضی از آن‌ها را در طرف مقابل قرار داده و بی‌توجهی هرکدام از زوجین نسبت به این نیازها می‌تواند زمینه را برای اختلافات بزرگ فراهم سازد.

در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم: «لا ینبغی للمرءة ان تعطل نفس‌ها» (ابن بابویه، 1413، ج 1: 123)؛ سزاوار نیست که زن خود را [برای شوهر] بی‌زیور و بی‌پیرایه کند.

از طرف دیگر به مرد دستور داده‌ شده تا نیازهای عاطفی همسر خود را با نشستن نزد او برآورده نماید. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله فرمود: «جلوس المرء عند عیاله احب الی الله تعالی من اعتکاف فی مسجدی هذا» (ورام بن فراس، 1410، ج 2: 122). نشستن مرد نزد زن و فرزندش، نزد خدای متعال از اعتکاف در مسجد من محبوب‌تر است. همچنین در دستورات اسلامی به مردها نیز سفارش شده که خود را برای زنان خود آراسته کنند.

حسن بن جهم می‌گوید: «رایت ابا الحسن علیه السلام اختضب، فقلت: جعلت فداک اختضبت؟ فقال: نعم، ان التهیئة مما یزید فی عفة النساء ولقد ترک النساء العفة بترک ازواجهن التهیئة، ثم قال: ایسرک ان تراها علی ما تراک علیه اذا کنت علی غیر تهیئة؟ قلت: لا. قال: فهی ذاک» (کلینی، 1422، ج 11: 310) ابوالحسن علیه‌السلام را دیدم که خضاب‌کرده است، عرض کردم: فدایت شوم، خضاب‌کرده‌ای؟ فرمود: آری، آراستگی مردان بر عفت زنان می‌افزاید، زنان ترک عفت کرده‌اند، چون شوهران‌شان آراستگی را ترک نموده‌اند سپس فرمود: اگر آراسته نباشی آیا خوش داری که همسرت را نیز مانند خود ببینی؟ عرض کردم نه. فرمود: او نیز چنین است.

2-1-6. بداخلاقی نسبت به یکدیگر

در حدیثی بسیار ارزشمند از امیر مؤمنان علی علیه‌السلام چنین می‌خوانیم: «من ساء خلقه مله اهله» (شامی، 1420: 374) آن‌که بداخلاق باشد، خانواده‌اش از او دل‌تنگ و بیزار می‌شوند.

بسیار طبیعی است که بسیاری از بیزاری‌ها و دل‌تنگی‌ها درنهایت به طلاق و جدایی منجر خواهد شد، مگر اینکه به بهترین وجه جبران گردد. بداخلاقی در خانه علاوه بر آثار سوئی که بر زندگی مشترک می‌گذارد، مجازات الهی را نیز به دنبال خواهد داشت. رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله بعد از دفن یکی از اصحاب خود به‌نام سعد بن معاذ فرمود: فشاری (از طرف قبر) بر او وارد آمد. علت را جویا شدند، آن حضرت فرمود: چون با خانواده‌اش کمی کج‌خلق بود (کلینی، پیشین، ج 3: 236).

2-1-7. پرخاشگری

پرخاشگری انسان که ناشی از یک واکنش کلی در برابر ناکامی‌های زندگی است گاهی در درون وی سرکوب می‌شود که ازنظر سلامت روان بسیار نامطلوب و خطرناک است و گاهی به‌صورت انتقادهای شدید بازد و خورد و فحاشی بروز می‌کند. متأسفانه چون براثر عدم شناخت طرفین در ابتدای زندگی، احساس منفی پرخاشگری درک نمی‌شود، پس از گذشت مدتی کشمکش، طرف مورد پرخاش برای رهایی از نزاع‌های پی‌درپی تن به جدایی می‌دهد. اگر طرفین یکدیگر را درک کنند، مسأله به‌مرور برطرف خواهد شد، به‌طور مثال مرد براثر عدم توانمندی در محیط کار، از طرف کارفرما سرزنش می‌شود و بااحساس شدید ناکامی وارد محیط منزل می‌گردد؛ درنتیجه بهانه‌جویی می‌کند و بگومگوهای طرفین آغاز می‌شود. اگر همسر با اندکی حوصله و تحمل بتواند ریشه پرخاشگری شوهر را دریابد، سریعاً چاره‌اندیشی نموده، با مهربانی و عطوفت قضیه را حل می‌کند؛ اما اغلب مسائل این‌گونه حل نمی‌شود بلکه خود خانم که طی روز از فعالیت درون منزل و گاهی هم فعالیت خارج از منزل خسته است در پی دفاع برمی‌آید؛ پرخاش طرفین به یکدیگر و کشمکش‌ها آغاز می‌شود و در این میان فرزندان بی‌گناه قربانی می‌شوند زیرا ادامه بی‌رویه این امر طلاق را به دنبال دارد.

در خانواده‌هایی که این‌گونه نزاع‌ها ولو خفیف‌تر همواره وجود داشته باشد، نسلی ترسو، مضطرب، ناامید و ضعیف‌النفس پرورش می‌یابد. اگر هر یک از طرفین اندکی بیندیشند و مجسم نمایند که پس از هرگونه رفتاری که از وی سر زند، طرف مقابل چه واکنشی را نشان خواهد داد و پس‌ازآن چه خواهد گذشت، جلوی خیلی از اتفاقات ناگوار گرفته می‌شود، ولی متأسفانه بدون اندکی اندیشه، همان واکنش‌های سریع به هنگام برخوردها مرتباً توسط زن یا مرد تکرار می‌شود و هر بار شدت خشونت رفتار و واکنش‌های منفی طرفین افزون‌تر می‌شود به‌طوری‌که چاره کار را فقط در جدایی می‌بینند.

 2-1-8. روابط جنسی نامناسب

مسائل جنسی یکی از اساسی‌ترین ارکان زندگی زوجین به‌خصوص در ابتدای زندگی مشترک آن‌هاست و باید موردتوجه جدی قرار گیرد تا طرفین احساس کنند که این‌گونه تماس‌ها صمیمیت میان آن‌ها را بالا می‌برد، از درگیری‌های اضافی می‌کاهد و گاه به قهر و بداخلاقی‌های رایج بین زوجین خاتمه می‌دهد. با نظر به اینکه اعمال جنسی و ارضای آن به‌عنوان رفتاری هستی‌بخش بر مغز اثر می‌گذارد و نوعی آرامش و شادکامی ایجاد می‌کند بنابراین نباید به آن به چشم عملی تفریحی نگاه کرد. باید با اطمینان غریزه جنسی را جزء الزامات زندگی مشترک به‌حساب آورد. در طول فقدان آن به‌صورت مرتب زوجین ضربه روحی را در درازمدت احساس خواهند کرد بی‌آنکه بدانند این ضربه‌ها از چه نقطه‌ای وارد شده است. آمارها نشان می‌دهد که یک ارتباط جنسی مناسب 60 تا 70 درصد باعث بهتر شدن زندگی زناشویی می‌گردد و متأسفانه بسیاری از طلاق‌ها به دلیل نداشتن یک ارتباط جنسی مناسب است و لازم است هر فردی در مورد روابط جنسیش دانش و اطلاعات کافی داشته باشد (آذر و سیما، 1387: 31).

بر اساس تحقیق صورت گرفته دکتر سید کاظم فروتن و همکار وی، سهم مسائل جنسی در طلاق‌های انجام‌شده در دادگاه‌های خانواده بالاست که البته به بهانه‌های مختلفی غیر از مسائل جنسی صورت می‌گیرد. چراکه عوامل مختلفی ازجمله شرم و حیا غالباً مانع از طرح این موضوع به‌عنوان علت اصلی و زمینه‌ساز طلاق می‌شود (فروتن و تقوی، 1390: 28).

اسلام برای پیش‌گیری از وقوع این امر به بانوان توصیه می‌کند که بهترین لباس‌های خود را در منزل بپوشند، طبق دلخواه شوهر، خود را آرایش کنند و در معرض دید او قرار دهند. هم‌چنین به مردان توصیه می‌کند که نظافت و پاکیزگی را رعایت کنند و به اصلاح سروصورت خود برسند و در منزل نیز زیبا زندگی کنند (امینی، 1386: 100).

2-1-9. بیماری‌های جسمی

این موضوع هم از دیگر عوامل طلاق است. خوشبختانه رأفتی که در خانواده‌های مسلمان وجود دارد، تداوم‌بخش زندگی زناشویی است؛ به‌ویژه اگر بیمار، شوهر باشد زن نهایت گذشت و فداکاری را نشان می‌دهد. ولیکن گاه فقر شدید مانع گذشت می‌گردد. متأسفانه طبق آمار به‌دست‌آمده[1] 57، 75 درصد طلاق‌ها براثر بیماری نازایی زن بوده است. عطوفت و گذشت زن اغلب مانع از تقاضای طلاق می‌گردد و لیکن در مورد مردان این مسأله کمتر صدق می‌نماید؛ حتی دیده‌شده به خاطر فرزند، مرد به ازدواج دوم و حتی سوم روی آورده است که غرور زن مانع از ادامه زندگی او شده است و در این حالت زن تقاضای طلاق می‌کند.

2-1-10. اعتیاد

یکی دیگر از عوامل مهم جدائی زن و شوهر اعتیاد یکی از زوجین است. این عامل مهم، اغلب موجب توسل به طلاق بخصوص از طرف خانم‌ها می‌شود. اعتیاد شوهر به مواد مخدر الکل و...باعث می‌شود که در اثر اعتیاد علاوه بر سلامت جسمی سلامت روحی و اخلاقی خود را ازدست‌ داده و به فردی لاقید و بی‌بندو‌بار و بی‌مسئولیت مبدل شود که هیچ اعتبار و آبرویی برای خود و خانواده خود قائل نبوده و زندگی را برای زن و فرزندان غیرقابل‌ تحمل می‌سازد (قهرمانی، 1385: 57).

2-1-11. سوءظن و بدبینی

ظن و بدبینی یکی از شایع‌ترین عوامل طلاق است. بدبینی یا به‌قولی بددلی عارضه‌ای کاملاً روانی و نشأت‌گرفته از روح و روان بیمار و ضربه خورده است مردی که به همسرش بدبین است و دائماً تصور می‌کند که همسرش به او خیانت می‌کند در درونش از حادثه یا حوادثی رنج می‌برد که تداعی‌کننده چنین تفکری است مثلاً ممکن است درگذشته زندگیش اتفاق ناگواری احساسات او را جریحه‌دار کرده باشد و آثار این حادثه امروز او را نسبت به همه و حتی همسرش بدبین کرده باشد (صفایی، 1370: 11).

2-1-12. نداشتن شناخت کافی از یکدیگر

افرادی که به‌قدر کافی باهم مراوده و رفت‌وآمد نداشته باشند و علایق طرف مقابل را نشناخته‌اند و فقط از روی احساس و هیجان وارد زندگی مشترک می‌شوند در زندگی با کوهی از مسائل و مشکلات روبه‌رو می‌شوند که توانائی حل آن‌ها را ندارند (آذر، پیشین: 22).

2-1-13. ضعف یا فقدان مبانی اعتقادی زن و شوهر

گاه اتفاق می‌افتد زن به هیچ‌چیز و هیچ‌کس معتقد نبوده و یا شوهر از هیچ معنویتی برخوردار نیست و آنچه موردتوجه زن یا شوهر بوده تنها تمتع و کام جوئی می‌باشد آن‌ها مفهوم عالی ازدواج را که اتحاد دو انسان برای تشریک‌مساعی و تشکیل یک زندگی مشترک و کوشش در تعلیم و تربیت فرزندان برومند می‌باشد درک نکرده‌اند. وقتی پایه‌گذاران کانونی چنین ارجمند و پرارزش آن‌چنان افراد بی‌اعتقاد و کام‌جو و لذت طلب باشند کمترین مخاطره و کوچک‌ترین عواقب شومی که می‌توان بر این پیوند نا مقدس بار کرد و منتظر تحقق آن بود طلاق و جدائی است (حقانی زنجانی، 1371: 95).

2-1-14. مشاجرات لفظی

مشاجرات لفظی و نزاع‌ها یکی از عوامل بسیار مهم در طلاق نزاع‌ها و کشمکش‌های زوجین براثر عدم درک متقابل و درعین‌حال پایین بودن سطح فرهنگ آن‌هاست، به‌ویژه آنکه زن در این راستا به استقلال اقتصادی نیز رسیده باشد. متأسفانه 57 درصد طلاق‌هایی که اداره آمار دادگستری منتشر کرده است، به علت عدم تفاهم در خانواده‌های کارمندان و کارگران بوده است (ساروخانی، 1376: 59)؛ که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری دارد.

  1. افت اعتقادات مذهبی در خانواده‌ها

 ازدواج از دیدگاه سنتی به‌عنوان نهادی مقدس و پیوندهای زناشویی آن‌چنان قدسی لحاظ می‌شد که مردم پیمان ازدواج را به‌عنوان یک امر شرعی و دینی انجام می‌دادند اما در دوران معاصر، رشد فرهنگ مادی‌گرائی و حرص و ولع خانواده‌ها برای افزایش ثروت و دارائی مادی چنان آن‌ها را به خود مشغول کرده است که از پرداختن به امور معنوی و عاطفی اعضای خانواده بازمانده‌اند.

2-1-16.تجمل‌گرائی

یکی از عوامل مهمی که از آغاز زندگی مشترک می‌تواند بنیان خانواده را بر هم بزند، توقعات نامحدود و حاکم شدن روح تجمل‌پرستی و اسراف است. تجمل‌گرائی به این معنا و مفهوم است که برخی از زنان و مردان به‌طور دیوانه‌وار به اسباب و لوازم و وسایل زندگی دل‌بستگی پیدا کنند.

طبق تحقیقات بیشتر گرایش افراد به تجمل‌گرائی و تجمل‌پرستی در میان زنان و دختران جوان در جوامع صنعتی و شهرهای بزرگ نمایان می‌گردد که با ورود کالا از کشورهای مختلف به‌خصوص کشورهای اروپائی به ایران در هر زمینه‌ای که باشد به شکل فجیعی خودنمائی می‌کند. افراط در خرید وسایل، موجب بحران اقتصادی خانواده و از طرفی نیز ضعف و سستی کانون خانواده‌ها می‌گردد (پورصادق کردی، پیشین: 108) تنها عامل بازدارنده در این مورد، ایجاد و تقویت روحیه قناعت و پرهیزکاری است. از امام علی علیه‌السلام نقل‌شده است که فرمود: «انعم الناس عیشا من منحه الله سبحانه القناعة واصلح له زوجه» (تمیمی آمدی، 1310: 405). خوش‌ترین زندگی را کسی دارد که خداوند سبحان قناعت را ارزانیش دارد و همسرش را برای او شایسته گرداند.

2-1-17. هوسرانی و توجه نامشروع به خواسته‌های نفسانی

هر چه انسان بیشتر در کام شهوات گرفتار شود، بیشتر در معرض تباهی و نابودی قرار می‌گیرد و به‌تدریج به‌جایی می‌رسد که به‌هیچ‌وجه به هشدارهای پی‌درپی عقل توجه نمی‌کند و بسیاری از جدایی‌ها ناشی از بی‌توجهی به هشدارهای عقل است. شهید مرتضی مطهری سخن بسیار ارزشمندی در این زمینه گفته است که به قسمتی از آن اشاره می‌شود:

ازنظر اسلام محدودیت کامیابی‌های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌کند و از جنبه‌های خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌گردد. اسلام تدابیری برای رام کردن و تعدیل این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد هر دو مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است. خلاصه این دستور این است که زن و مرد [نامحرم] نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم‌چرانی کنند، نباید نگاه‌های مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به‌قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه‌گری و دل‌ربایی نپردازند و موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم نسازند شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد، به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‌شود (مطهری، 1368، ج 19: 1437).

گناهان و هوسرانی‌ها عواقب بدی در پی خواهند داشت. به‌عنوان نمونه امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «کم من نظرة ورثت حسرة طویلة» (احمدبن محمد، 1371، ج 1: 109) ای‌بسا نگاهی [از روی هوی و هوس] که حسرتی طولانی را به بار آورده است.

درجایی که حجاب (و شرایط دیگر اسلامی) رعایت شود تعلق‌خاطر زن و شوهر نسبت به یکدیگر بسیار بیشتر است تا جامعه‌ای که در آن بی‌بندوباری شیوع دارد. این نکته نیز قابل‌تأمل است که هوسرانی چه از طرف زن و چه از طرف مرد دارای برخی آثار وضعی و قهری است.

امام صادق علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرماید: «عفوا عن نساء الناس یعف عن نسائکم» (فتال نیشابوری، 1375، ج 2: 366) نسبت به زنان مردم عفیف باشید تا نسبت به زنان شما عفت ورزند.

2-1-18. تغییر ارزش‌ها، نگرش‌ها و هنجارها

انسان هماره در زندگی شخصی و اجتماعی خود، از ارزش‌ها و هنجارهای ثابتی پیروی نمی‌کند، بلکه این امر نیز مانند بسیاری امور دیگر در معرض تغییر و تحول است. گذشت زمان و یا حتی تغییر مکان و شرایط خاص اجتماعی دیگر ازجمله عوامل تغییر ارزش‌ها و نگرش‌ها است. در ابتدای زندگی، چیزهایی برای ما ارزش به‌شمار می‌رود که شاید بعدها جاذبه خود را از دست بدهد.

عمده‌ترین عامل تغییر ارزش‌ها و نگرش‌ها «ارتباطات» است. نقش وسایل ارتباطی در تغییر نگرش‌ها و ارزش‌ها و تزریق هنجارها بسیار مؤثر است.

به‌عنوان‌مثال، کسی که ابتدا تحصیلات عالی برایش ارزشمند نبوده و بر همین اساس، به ازدواج در سطح ابتدایی راضی شده است، حال اگر در فرایند تغییر ارزش‌ها، تحصیلات عالی و مدرک برایش ارزش محسوب شود، قادر به ادامه زندگی نیست. زیاد مشاهده‌شده است که یکی از زوجین با کسب مدرک بالاتر، تقاضای طلاق کرده است، به ادعای این‌که دیگر این زوج (زوجه) کفو او نیست.

اگر هنجارهای زوجین باهم تفاوت داشته باشد، مثلاً زوج فردی باشد اهل جود و بخشش و در مقابل، دیگری ممسک و بخیل، در این حالت، احتمال کشمکش و گسستگی خانواده زیادتر است تا موقعی که هنجارها باهم تطابق دارند.

به نظر بعضی از جامعه شناسان، ازجمله عمیق‌ترین علل طلاق، پیدایش بحران در ارزش‌ها و هنجارها است. هنگامی‌که انسان‌ها صرفاً به تمتع می‌اندیشند و فقط مصالح خویش را در نظر می‌آورند، در چنین جامعه‌ای پدیده ازدواج نیز مستثنا نخواهد بود و شمار طلاق در آن افزون خواهد شد (شعاع کاظمی، 1391: 355).

2-1-19. استقلال مالی زن

یکی از مسائلی که می‌تواند به‌عنوان زمینه طلاق عمل کند «استقلال مالی زن» است. وقتی زن می‌بیند که به لحاظ مالی به شوهرش وابسته نیست و خود می‌تواند از راه کسب‌وکار، خود را تأمین کند و از سوی دیگر، با گرفتن مهریه خود تا حدی از این راه مشکل خود را حل نماید، هم‌چنین می‌بیند یا بچه‌دار نشده است (خواسته یا ناخواسته) و یا تعداد کمی بچه دارد، در این وضعیت، چندان رغبتی به زندگی ندارد و باکم‌ترین بی‌توجهی و بروز مشکل از سوی شوهر به‌سوی دادگاه روانه می‌شود؛ یعنی وقتی تعهد اخلاقی به زندگی نداشته باشد، کوچک‌ترین عامل و زمینه‌ای می‌تواند در مواقع بحرانی، مانند یک جرقه عمل کند و خانواده را از هم بپاشد (همان: 358).

2-1-20. لجبازی زن و شوهر

لج‌بازی صفتی ناپسند و کودکانه است که متأسفانه برخی انسان‌ها آن را یادگار از گذشته به همراه دارند. لج و لج‌بازی نشان‌دهنده ضعف قوای عقلانی و برخورد منطقی است که باید با آن مبارزه کرد و ریشه‌اش را در درون خشکانید. لج و لج‌بازی هرگز نمی‌تواند دردی از درد هارا درمان کند بلکه مشکلی بر مشکلات دیگر می‌افزاید و در اکثر موارد در زندگی زناشویی صدمات غیرقابل جبرانی به بار می‌آورد (نیازی و صدیقی ارفعی، 1390: 86).

2-1-21. عدم استقلال اقتصادی در زندگی (فکری و مالی)

هر مردی در دوران زندگی باید ازنظر فکری و مالی دارای استقلال باشد بدین معنا که اول گوش به دهان دیگران نسپارد و قبل از پذیرش آن را با میزان عقل بسنجد و دوم از بعد مالی به خود تکیه داشته باشد. در زندگی زناشویی نباید تحت تأثیر حرف‌های دیگران قرار گرفت به‌طوری‌که حتی خط‌مشی هم برای ما تعیین کنند. باید با صبر و متانت به سخنان دیگران گوش فراداده و به آنان احترام گذاشت اما شنونده باید عاقل باشد و همیشه تمامی گفته‌ها را قبل از پذیرش از غربال اندیشه عبور دهد و در صورت صحت آن را بپذیرد (همان: 87).

2-1-22. ازدواج اجباری

یکی دیگر از عوامل طلاق‌زا ازدواج اجباری است که بعضی از دختران قربانیان اصلی آن هستند. این آسیب اجتماعی گریبان گیر 60 درصد دختران و پسران جوامع روستایی و عشایری و نیز دامن‌گیر 20 درصد از جوانان شهرستانی شده و آن‌ها را تسلیم خاسته‌های والدین‌شان می‌کند (همان: 95).

2-1-23. فقدان فرزند

یکی از کارکردهای مهم خانواده تولیدمثل مشروع است. تنظیم روابط جنسی و زادوولد از وظایف مهم خانواده است (کوئن، 1372:60). معمولاً کانون خانواده باوجود فرزندان، گرم نگه‌داشته می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها، به‌خصوص از ناحیه زنان، به دلیل وجود فرزند، علاقه‌ای به جدایی ندارند و اگر وجود فرزندان در خانه نباشد، قادر به ادامه زندگی نیستند.

 بی‌فرزندی و کم‌فرزندی موجب ناپایداری خانواده می‌شود. چنانچه درون خانواده ستیز و مشاجره وجود داشته باشد، اگر پدر و مادر از هم جدا شوند، بچه‌ها راحت‌ترند، اما بسیاری از خانواده‌ها به خاطر بچه‌های‌شان به زندگی ناگوار خود ادامه می‌دهند؛ بنابراین، وجود فرزندان یکی از عوامل جلوگیری از طلاق است (فرجاد، 1372: 60).

در فرهنگ عامیانه ما کسی را که دارای فرزند نیست در اصطلاح «اجاق‌کور» می‌نامند. دوام و بقای زندگی خانوادگی چنین شخصی در معرض خطر است؛ بنابراین، خانواده‌ای که باوجود فرزند گرم نشده است، از دو نوع خانواده دیگر بیش‌تر در معرض گسست قرار دارد (کوئن، پیشین: 133).

 

 

2-2. علل خانوادگی

2-2-1. دخالت دیگران

دخالت دیگران به‌ویژه خانواده‌ها که هرچند معمولاً نوعی مصلحت‌اندیشی است زیرا نسل مسن‌تر به دلیل نگرش‌ها و ارزش‌های خود ناچار از راهنمایی نسل جوان‌تر است اما معمولاً برچسب‌های، مادرزن، مادر شوهر، پدرزن، پدرشوهر و مانند آن این راهنمایی‌ها را به لباس مبدل نشان می‌دهد و مایه رنجش زن و شوهرهای جوان می‌شود که گاه طلاق از پیامدهای آن است (ستوده، 1389: 210).

زوجین به‌طورمعمول از دخالت در زندگی و حریم شخصی‌شان رنجیده می‌شوند زیرا افراد چنین امری را نمی‌پسندند که دیگران در اموری که جزو زندگی و حریم شخصی آنان بوده و فقط به خودشان مربوط است دیگران از آن مطلع شده و یا در آن دخالت نمایند.

عمده‌ترین دلایلی که باعث می‌شود مداخله اعضای خانواده اصلی همسر مشکل‌آفرین شود به شرح ذیل است:

الف. خانواده‌ها به‌طورمعمول به جانب‌داری از عضو خانواده خویش می‌پردازند.

ب. حریم شخصی همسر توسط خانواده طرف مقابل موردتعدی قرار می‌گیرد.

ج. حل مشکلات همسران کاری تخصصی است و هر فردی از عهده انجام آن برنمی‌آید.

د. افراد به میزانی که از رشد رفتاری و شخصیتی برخوردار باشند کم‌تر اجازه مداخله به دیگران در زندگی‌شان را می‌دهند.

ذ. گاهی این مداخله‌ها حتی بدون رضایت عضو خانواده انجام می‌شود.

ر. مداخله در زندگی همسران به گسترده شدن درگیری می‌انجامد (کاوه، 1386: 119).

2-2-2. دوستی‌های خانوادگی

 گاهی دوستی‌های زوج‌های جوان با دیگر دوستان و یا افراد مجرد به‌قدری از حد اعتدال خارج می‌شود که منجر به ایجاد زمینه‌های گناه و درنتیجه طلاق می‌گردد؛ به‌ویژه آنکه در این‌گونه روابط مسأله حسادت اطرافیان و دوستان نیز افزوده شود.

2-2-3. بیماری‌های لاعلاج اطفال

متأسفانه هنگامی‌که معلول جسمی یا ذهنی در خانواده متولد می‌گردد، زوجین به‌شدت احساس گناه نموده و هر یک سعی دارد دیگری را عامل معلولیت فرزند معرفی کند؛ درعین‌حال همه افراد خانواده را ترک کرده تمام توجه خویش را به کودک معلول معطوف می‌سازد. این امر معمولاً در مادر بیشتر دیده می‌شود به‌طوری‌که همسر و دیگر فرزندان را فراموش می‌کند. پس از گذشت زمان ناچار شوهر برای کسب محبت به دنبال پناهگاه دیگری می‌گردد و متأسفانه خود عاملی برای جدایی می‌شود.

2-3. علت اجتماعی

2-3-1. وسایل ارتباط‌جمعی

جامعه شناسان یکی از عوامل اجتماعی شدن و جامعه‌پذیری را رسانه‌های همگانی می‌دانند. تحت تأثیر این رسانه‌هاست که عقاید و افکار عمومی شکل می‌گیرد و مخاطب اصلی و طرفداران آن‌ها جوانان هستند؛ بنابراین کمتر پدیده اجتماعی و جنبه‌های زندگی انسانی را می‌توان یافت که تحت تأثیر مثبت یا منفی وسایل ارتباط‌جمعی و رسانه‌ها قرار نگرفته باشد. دراین ‌بین پدیده طلاق نیز مستثنی نیست؛ عملکرد منفی این وسایل عبارت است از عطش نوخواهی و تجددطلبی به شکلی که از همین ناحیه ضربه‌های فراوانی بر خانواده وارد می‌نماید. در کنار این مسأله فشار روحی و هیجاناتی که از تماشای این فیلم‌ها ناشی می‌شود عقده‌های ناشی از دیدن این فیلم‌ها را بر خانه و خانواده تحمیل خواهد کرد. تحت تأثیر عمیق رسانه‌هاست که ارزش‌ها تغییر می‌کند و تغییر ارزش‌ها یکی از زمینه‌های اجتماعی طلاق است (حاجی حسینی شاهرودی، 1380: 85).

3. پیامدهای طلاق

طلاق موجب به وجود آمدن انحرافات اخلاقی در زنان می‌شود که به چند نمونه اشاره می‌کنیم.

3-1. فساد اخلاقی

ازآنجاکه یکی از کارکردهای خانواده، ارضاء تمایلات جنسی بوده است با فروپاشی خانواده، فرد با فقدان ارضا، جنسی مواجه می‌شود چنانچه فرصت ازدواج و تمتع جنسی از طریق مشروع میسر نشود و فرد چنین نیازی را به دلیل تجربه جنسی قبلی شدیدتر از گذشته احساس نماید به‌سوی انحرافات جنسی و فساد اخلاقی کشیده می‌شود. احتمال وقوع این شرایط علی‌الخصوص زمانی که فرد با مشکلات اقتصادی و تأمین معاش دست‌به‌گریبان باشد شدت می‌یابد و فرد مطلقه را به‌سوی مفاسد مالی و اخلاقی سوق می‌دهد (محبی، 1380: 8).

 

3-2. فرار از خانه

طلاق واژه‌ای است که ذهن بسیاری از کودکان و نوجوانان را به خود مشغول می‌کند. آنان خود را نخستین قربانیان این عفریت عصیانگر می‌دانند. به‌بیان‌دیگر طلاق آثار مخرب معنوی و مادی زیانباری در پی دارد که بارزترین نتیجه آن ازنظر کمی و کیفی بر روی کودکان است.

بی‌گمان بعضی از بزهکاران جوان متعلق به خانواده‌هایی می‌باشند که دچار تعارض و کشمکش‌های خانوادگی و اختلالات روانی و عاطفی هستند، وجود تنش‌هایی روانی و اختلالات عاطفی در خانواده کودک می‌تواند او را وادار به فرار از خانه نماید تا با گروه بزهکاران همکاری و تشریک‌مساعی نماید. در روانشناسی جنایی، بروز انحرافات اجتماعی یا جامعه‌زدگی و تشکیل گروه آسیب دیدگان اجتماعی، ثمره جراحت عاطفی کودکان در خانواده‌های طلاق تشخیص داده می‌شود.

3-3. مشکلات اجتماعی

در پژوهش‌های انجام‌شده در دهه 90، مشخص شد که افراد مطلقه در مقایسه با افراد متأهل، سطوح پائین‌تر سلامت روانی نظیر شادی کمتر، پریشانی روانی بیشتر و خود پنداره‌ی ضعیف‌تری را نشان داده‌اند و با افزایش علائم افسردگی، مصرف الکل، کاهش شادی، تسلط و پذیرش خودرو به رو هستند. علاوه بر آن، پژوهش‌ها نشان داده که سطح انزوای اجتماعی افراد مطلقه بیش‌تر از افراد متأهل است (آماتو، 1380: 29).

3-4. مشکلات اقتصادی

مهم‌ترین مشکل زن پس از طلاق مسأله اقتصادی است این موضوع برای زنان کم‌سواد و فاقد مهارت به‌صورت حادتری جلوه می‌کند و از دیگر مشکلات زنان مطلقه تهیه مسکن و مکانی برای زندگی است کمتر کسی حاضراست به یک زن مطلقه اتاقی اجاره دهد (محبی، پیشین: 8) و مشکلات مالی خود سرآغاز رود به بسیاری از جرائم است.

3-5. صدمات روحی و جسمی زن پس از طلاق

دوره بلافاصله بعد از جدائی برای اکثر افراد یک دوره تضاد و دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید است خشم و تأسف به نحوی نومیدانه با نفرت و عشق در هم می‌آمیزد (معنوی و فدائی، 1362: 43).

از میان زنان موردمطالعه حدود 80٪پس از جدائی درگیر مشکلات روحی و جسمی و یا هردو بوده‌اند از این عده حدود 85٪به ناراحتی‌های روحی و فقط 15 ٪به صدمات جسمی اشاره‌کرده‌اند پیشنهاد طلاق از طرف هر یک از زوجین چه همراه با رضایت یا عدم رضایت زن موجب لطمه روحی زنان شده است صدمات روحی ناشی از طلاق به‌مراتب فراوان‌تر از صدمات جسمی است (فرجاد، 1372: 164).

نتیجه‌گیری

طلاق معلول یک علت تنها نیست بلکه علل متفاوتی در به وقوع پیوستن آن نقش دارند که برخی از این علل مربوط به قبل از ازدواج وعدم شناخت و یا عدم دقت در انتخاب شریک زندگی است و برخی هم مربوط به بعد از ازدواج؛ مانند عدم درک متقابل، مشکلات اقتصادی، انتظارات نامعقول در زندگی، بی‌توجهی به خواسته‌های یکدیگر، رعایت نکردن اخلاق اسلامی و یا روابط خارج از عرف دینی می‌باشد.

صرف‌نظر از علل، این پدیده شوم می‌تواند آثار زیان‌بار و ویران‌کننده‌ای را بر پیکره اجتماع وارد کند و اولین قربانی این پدیده شوم زن مطلقه می‌باشد که طلاق می‌تواند زمینه‌ساز ورود او به بسیاری از جرائم باشد.

 و می‌توان با انتخاب صحیح و عقلانی و قرار دادن معیارهای دینی به‌عنوان معیارهای اصلی در ازدواج و انتخاب همسر و رعایت اخلاق و دستورات اسلامی از گسترش طلاق و پیامدهای ناگوار آن بر خانواده و جامعه جلوگیری کرد.

منابع

فارسی

 

  • ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دوم، 1413.
  • اشرفی، پروین، چرا طلاق؟ تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1384.
  • امینی، ابراهیم، آشنایی با وظایف و حقوق زن، قم، مؤسسه بوستان کتاب، دوم، 1386.
  • آذر ماهیار؛ نوحی، سیما، دایرة‌المعارف اعتیاد و مواد مخدر، تهران، انتشارات ارجمند، 1387.
  • آماتو، پل،‌ پیامدهای طلاق برای کودکان و بزرگ‌سالان،‌ ترجمه مهناز محمدی زادگان،‌ ‌ تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، ‌1380.
  • برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الکتب الإسلامیة، دوم، 1371.
  • بروجردی، آقا حسین، جامع الأحدیث شیعه (للبروجردی)، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، 1386.
  • پورصادق کردی، علی، بررسی علل و عوامل طلاق، شیراز، انتشارات کوشا مهر، 1388.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، تهران، دارالکتب الإسلامیة، دوم، 1410.
  • حاجی حسینی شاهرودی، حسن، بررسی جامعه‌شناختی پدیده طلاق، نشریه معرفت، شماره 45، شهریور 1380.
  • حسینعلی قهرمانی،‌ پیامدهای اجتماعی طلاق، سطح 3 حوزه علمیه خراسان.
  • حسینی، سید محمد، فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی، تهران، انتشارات سروش، 1382.
  • حقانی زنجانی، حسین، طلاق یا فاجعه انحلال خانواده، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سوم، 1371.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، نشر دانشگاه تهران، دوم، 1377.
  • ساروخانی، باقر، طلاق، پژوهشی در شناخت واقعیت و عوامل آن، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، دوم، 1376.
  • ستوده، هدایة الله، آسیب‌شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات)، تهران، انتشارات آوای نور، سیزدهم، 1389.
  • شامی، یوسف بن حاتم، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم، قم، جامعه مدرسین، 1420.
  • شعاع کاظمی، مهرانگیز، آسیب‌های اجتماعی (نوپدید)، تهران، انتشارات آوای نور، 1391.
  • صفائی، مسعود، ریشه‌های طلاق، مشهد، انتشارات موسسه موعود، 1370.
  • عاملی، یاسین عیسی، اصطلاحات الفقهیه فی رسائل العملیه، بیروت، انتشارات دارالبلا غه، 1431.
  • عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، شانزدهم،1360.
  • فتال نیشابوری، محمدبن احمد، روضة الواعظین وبصیرة المتعظین، قم، انتشارات رضی، 1375.
  • فرجاد، محمدحسین، آسیب‌شناسی اجتماعی خانواده و طلاق، تهران، نشر منصوری، دهم، ‌1372.
  • فرجاد، محمدحسین، بررسی مسائل اجتماعی ایران، تهران، اساطیر، 1377.
  • فروتن، سید کاظم؛ اخوان تقوی، محمدحسین، بررسی نقش سلامت جنسی در خانواده ایرانی، ماهنامه قضاوت، شماره 71، مرداد و شهریور 1390.
  • کاوه، سعید، بهداشت روانی طلاق، تهران، انتشارات سخن، ‌1386.
  • کلینی، محدبن یعقوب بن اسحاق، کافی (ط-دارالحدیث)، قم، دارالحدیث، 1429.
  • کوئن، بروس، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه غلام عباس توسلی؛ رضا فاضل، تهران، انتشارات سمت، 1372.
  • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار (ط- بیروت)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، دوم، 1403.
  • محبی، سیده فاطمه، آسیب‌شناسی اجتماعی زنان (طلاق)، کتاب زنان، شماره 12، تابستان 1380.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، 1368.
  • معنوی عزالدین؛ فدائی فربد، ازدواج و طلاق از دیدگاه روان‌پزشکی، تهران، انتشارات شرکت سهامی چهر، 1362.
  • نیازی محسن، صدیقی ارفعی فریبرز، جامعه‌شناسی طلاق، تهران، انتشارات سخنوران، 1390.
  • ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، مجموعة ورّام، قم، مکتبه فقیه، 1410.
  • هنریان، مسعود، یونسی سید جلال، بررسی علل طلاق در دادگاه‌های خانواده تهران، ماهنامه قضاوت، شماره 70، خرداد و تیر 1390.

 

 

* دکترای حقوق جزا و جرم شناسی، عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی المصطفی افغانستان.

[1]. اداره آمار قضایی دادگستری جمهوری اسلامی ایران، سال 1360

  • منابع

    فارسی

     

    • ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دوم، 1413.
    • اشرفی، پروین، چرا طلاق؟ تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1384.
    • امینی، ابراهیم، آشنایی با وظایف و حقوق زن، قم، مؤسسه بوستان کتاب، دوم، 1386.
    • آذر ماهیار؛ نوحی، سیما، دایرة‌المعارف اعتیاد و مواد مخدر، تهران، انتشارات ارجمند، 1387.
    • آماتو، پل،‌ پیامدهای طلاق برای کودکان و بزرگ‌سالان،‌ ترجمه مهناز محمدی زادگان،‌ ‌ تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، ‌1380.
    • برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الکتب الإسلامیة، دوم، 1371.
    • بروجردی، آقا حسین، جامع الأحدیث شیعه (للبروجردی)، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، 1386.
    • پورصادق کردی، علی، بررسی علل و عوامل طلاق، شیراز، انتشارات کوشا مهر، 1388.
    • تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، تهران، دارالکتب الإسلامیة، دوم، 1410.
    • حاجی حسینی شاهرودی، حسن، بررسی جامعه‌شناختی پدیده طلاق، نشریه معرفت، شماره 45، شهریور 1380.
    • حسینعلی قهرمانی،‌ پیامدهای اجتماعی طلاق، سطح 3 حوزه علمیه خراسان.
    • حسینی، سید محمد، فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی، تهران، انتشارات سروش، 1382.
    • حقانی زنجانی، حسین، طلاق یا فاجعه انحلال خانواده، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سوم، 1371.
    • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، نشر دانشگاه تهران، دوم، 1377.
    • ساروخانی، باقر، طلاق، پژوهشی در شناخت واقعیت و عوامل آن، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، دوم، 1376.
    • ستوده، هدایة الله، آسیب‌شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات)، تهران، انتشارات آوای نور، سیزدهم، 1389.
    • شامی، یوسف بن حاتم، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم، قم، جامعه مدرسین، 1420.
    • شعاع کاظمی، مهرانگیز، آسیب‌های اجتماعی (نوپدید)، تهران، انتشارات آوای نور، 1391.
    • صفائی، مسعود، ریشه‌های طلاق، مشهد، انتشارات موسسه موعود، 1370.
    • عاملی، یاسین عیسی، اصطلاحات الفقهیه فی رسائل العملیه، بیروت، انتشارات دارالبلا غه، 1431.
    • عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، شانزدهم،1360.
    • فتال نیشابوری، محمدبن احمد، روضة الواعظین وبصیرة المتعظین، قم، انتشارات رضی، 1375.
    • فرجاد، محمدحسین، آسیب‌شناسی اجتماعی خانواده و طلاق، تهران، نشر منصوری، دهم، ‌1372.
    • فرجاد، محمدحسین، بررسی مسائل اجتماعی ایران، تهران، اساطیر، 1377.
    • فروتن، سید کاظم؛ اخوان تقوی، محمدحسین، بررسی نقش سلامت جنسی در خانواده ایرانی، ماهنامه قضاوت، شماره 71، مرداد و شهریور 1390.
    • کاوه، سعید، بهداشت روانی طلاق، تهران، انتشارات سخن، ‌1386.
    • کلینی، محدبن یعقوب بن اسحاق، کافی (ط-دارالحدیث)، قم، دارالحدیث، 1429.
    • کوئن، بروس، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه غلام عباس توسلی؛ رضا فاضل، تهران، انتشارات سمت، 1372.
    • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار (ط- بیروت)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، دوم، 1403.
    • محبی، سیده فاطمه، آسیب‌شناسی اجتماعی زنان (طلاق)، کتاب زنان، شماره 12، تابستان 1380.
    • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، 1368.
    • معنوی عزالدین؛ فدائی فربد، ازدواج و طلاق از دیدگاه روان‌پزشکی، تهران، انتشارات شرکت سهامی چهر، 1362.
    • نیازی محسن، صدیقی ارفعی فریبرز، جامعه‌شناسی طلاق، تهران، انتشارات سخنوران، 1390.
    • ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، مجموعة ورّام، قم، مکتبه فقیه، 1410.
    • هنریان، مسعود، یونسی سید جلال، بررسی علل طلاق در دادگاه‌های خانواده تهران، ماهنامه قضاوت، شماره 70، خرداد و تیر 1390.