دانشجوی ماستری حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه المصطفی - کابل
10.22034/ls.2024.100500
چکیده
در گذشتهها انسان بدون در نظر داشت وضعیت روحی و روانیاش و صرفاً بر اساس انتساب فیزیکی و مادی رفتار مجرمانه، قابل مجازات بود؛ اما امروزه عنصر روانی جرم یکی از مهمترین و کلیدیترین مباحث حقوق جزا شمرده میشود. لذا بر اساس آن، مسئولیت جزایی تنها در صورتی بر مرتکبِ رفتار مجرمانه تحمیل میشود که او این رفتار را با علم و آگاهی، اراده آزاد و قصد انجام داده باشد. هدف این مقاله، جواب به این سؤالات است که چرا عنصر روانی جرم، برای توجیه مسئولیت جزایی بر مرتکب رفتار مجرمانه، لازم است؟ مبانی و سیر تحول آن با توجه به نظریههای مطرح در مکاتب حقوق جزا کدام است؟ این مفهوم در مکتب اسلام، از چه جایگاهی برخورداراست؟ جواب به این سؤالات ما را کمک خواهد کرد که بیشتر به اهمیت این رکن مهم حقوق جزا، پی ببریم و در تحلیل و ارزیابی رفتار مجرمانه از شاخصهای آن بهره گیریم تا شخص بیگناهی به ناحق مجازات نشود و گناهکاری هم از مجازات بازنماند. تحلیل مبانی عنصر روانی از آنجا ضروری است که درک مفاهیم آن، به دلیل ذهنی بودن اجزای آن (علم و آگاهی، اراده، قصد و انگیزه)، دشوارتر از دو عنصر دیگر (قانونی و مادی) است. برخورد ما نسبت به این عنصر، نیز وابسته به این است که ما نسبت به این عنصر به نظریات کدامیک از مکاتب فکری حقوق جزا باورمند هستیم. از طرف دیگر یکی از منابع مهم قوانین جزایی ما احکام دین مقدس اسلام و فقه اسلامی است، در حالی که مفاهیم عنصر روانی و اجزای آن، بسیار پیشتر از مکاتب فکری حقوق موضوعه، در حقوق جزای اسلام به شکل مفصل و با دقت زیادی تحلیل و تثبیت شده و قابلتأمل است. برای همین مبانی عنصر روانی در مکتب حقوقی اسلام نیز به گونه مختصر تحلیل و بررسی شده است.